فقط افراد بالای هجده سال وارد شوند +18

اعتراف عجیب شرور معروف تهران / زندگی ام شبیه وحید مرادی است + فیلم و عکس

اعتراف عجیب شرور معروف تهران اعتراف عجیب شرور معروف تهران / زندگی ام شبیه وحید مرادی است + فیلم و عکس پسر جوان…

اعتراف عجیب شرور معروف تهران

اعتراف عجیب شرور معروف تهران / زندگی ام شبیه وحید مرادی است + فیلم و عکس

پسر جوان که در عالم مستی دوستش را با ضربات چاقو به قتل رسانده ادعا می کند داستان زندگی اش مثل وحید مرادی است.

حجم ویدیو: 65.98M      مدت زمان ویدیو: 00:10:22

عصر 18 تیرماه امسال ماموران کلانتری 132 نبرد در جریان پیدا شدن جسد پسرجوانی در جوی آب بلوار شهید محلاتی، خیابان کوثر قرار گرفتند و خیلی زود تیمی از ماموران برای بررسی های پلیسی در محل حاضر شدند.

ماموران در بررسی های ابتدایی پی بردند که پسر جوان از ناحیه گردن، شکم و پهلو هدف ضربات مرگبار چاقو قرار گرفته است.

همین کافی بود تا تیمی از ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران همراه بازپرس شعبه 5 دادسرای امورجنایی و تیم تشخیص هویت در صحنه جرم حاضر شوند.

در حالی که هیچ مدرک شناسایی همراه جسد جوان خونین به دست نیامده بود تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا اینکه پس از 2 روز زن جوانی با حضور در کلانتری 132 نبرد از ناپدید شدن برادر 28 ساله اش خبر داد.

کارآگاهان در این مرحله زن جوان را هدف تحقیق قرار دادند و مشخص شد که جسد پیدا شده همان کرامت 28 ساله است که آخرین بار با یکی از دوستانش به نام مهرداد برای درگیری خیابانی در منطقه پیروزی از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.

تیم جنایی در تحقیقات فنی پی بردند که قربانی جنایت روز قبل از پیدا شدن جسدش قرار بوده با یکی ازدوستانش به نام بهرام به درگیری خیابانی با یکی از اراذل اوباش منطقه پیروزی برود.

کارآگاهان در این مرحله خیلی زود به سراغ شرور جوان رفتند و وی زمانیکه شنید کرامت به قتل رسیده شوکه شد و به ماموران گفت: قرار بود با بهرام و کرامت که از قبل اختلاف داشتیم دعوا کنیم اما آن شب من در خانه یکی ازدوستانم میهمان بودم و به محل قرار نرفتم.

ماموران در این مرحله با تحقیقات میدانی پی بردند که شرور جوان شب قتل کرامت در خانه یکی از دوستانش میهمان بوده و در ماجرای قتل بیگناه است.

تجسس های فنی ادامه داشت تا اینکه ماموران پی بردند که بهرام پس از قتل دوستش ناپدید شده و آخرین بار کرامت و بهرام سوار بر خودروی پیکان وانت دیده شده اند.

ردیابی ها برای دستگیری بهرام ادامه داشت و مشخص شد که بهرام پس کشته شدن دوست صمیمی اش اقدام به فروش خودرویش کرده و ناپدید شده است.

تحقیقات برای دستگیری بهرام کلید زده شد تا اینکه عامل جنایت همراه پدرش پای در اداره پلیس آگاهی تهران گذاشت و خود را تسلیم ماموران کرد.

بهرام در اعترافات ابتدایی به ماموران گفت: من قصد کشتن کرامت را نداشتم، آنن شب با هم در پشت بام خانه مان مشروبات الکلی خورده بودیم که در حالت عادی نبودیم و بین ما درگیری رخ داد و من با چاقو او را هدف قرار دادم و پس آن جسد را داخل پتو گذاشته و داخل خودرویم قرار دادم و سپس جسد را داخل جوی آب رها کردم.

گفتگو با جوان رفیق کش

بهرام 25 ساله که 8 بار به اتهام های مختلف به زندان رفته ادعا می کند که شب درگیری با دوستم مست بودیم و اصلا قرار نبود او را بکشم و پشیمانم.

سابقه داری؟

8 بار به خاطر شرب وخمر، درگیری و سرقت دستگیر شدم.

اولین بار کی دستگیر شدی؟

17 ساله بودم که به خاطر درگیری دستگیر شدم و چون موتور طرف دعوا را سرقت کرده بودیم در برابر سابقه سرقت قرار گرفتم.

آخرین بار کی آزاد شدی؟

4 ماه پیش آزاد شدم.

الان به چه جرمی دستگیر شدی؟

قتل دوستم.

شب جنایت چه اتفاقی افتاد؟

من و کرامت در پشت بام خانه مان نشسته بودیم و مشروب خوردیم بعد 2 تن از دوستانمان آمدند و قرار بود به دعوا برویم که دوستانمان رفتند و نیامدند و دعوا نیز کنسل شد به همین خاطر من و کرامت در بالای پشت بام نشسته بودیم و مشروب می خوردیم که ناگهان کرامت شروع به بازی کردن با قمه اش کرد که فکر کردم می خواهد مرا با قمه بزند به همین خاطر با چاقو به او حمله کردم و چند ضربه به دوستم زدم.

بعد از قتل چه کردی؟

به طبقه پایین آمدم و منتظر ماندم همه بخوابند، پس از آن به پشت بام رفتم و چاقویم را برداشتم و خون ها را شستم و سپس جسد را به پایین خانه برده و پشت خودروی وانتم گذاشتم.

کسی متوجه ماجرا نشد؟

پدر دید که دست به قتل زدم.

مانع فرارت نشد؟

تهدیدش کردم اگر حرفی بزند او را خواهم کشت.پس از آن جسد را به کمی پایین تر از محله مان بردم و داخل جوی آب انداختم.

از همان شب فراری شدی؟

2 روز در خانه بودم، پس از آن در سطح شهر می چرخیدم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را تسلیم پلیس کنم.

چرا فرار نکردی؟

عذاب وجدان داشتم و بعد از آن نیز پدرم گریه می کرد که خودم را تسلیم کنم که به همین خاطر با پای خودم به اداره پلیس رفتم.

از قبل با کرامت اختلاف داشتی؟

نه، 4 سال بود که با هم دوست بودیم و هیچ اختلافی نداشتیم.

پدرت از تو حساب می برد؟

همه اعضای خانواده از من حساب می برند.

چه طور می شود که یک جوان پایش به اینجا کشیده می شود؟

رفیق بد، محله بد و نادانی خودم باعث شد که به اینجا برسم.

احساس تنهایی می کنی؟

بله، احساس تنهایی و بی کسی می کردم.

عاشق شدی؟

بله، یک سال است که با دختر مورد علاقه ام آشنا شدم و قرار بود با هم ازدواج کنیم که ماجرای قتل پیش آمد و همه چیز خراب شد.

نامزدت می دانست که سابقه داری؟

همه زندگی ام را می دانست اما خانواده اش از سابقه دار بودن من بی خبر بودند.

تا کی می خواستی به این زندگی شرارتی ادامه دهی؟

تغییر کرده بودم، خیلی وقت بود که دیگر شرارت نمی کردم و مشروب نمی خوردم اما دوستانم اصرار می کردند و با هم مشروب می خوردیم، می خواستم مسیر زندگی ام را تغییردهم که تصمیم به ازدواج گرفته بودم اما نشد.

مشروبات الکلی زیاد می خوری؟

روزی 2 یا 3 بار می خوردم.

پول مشروبات الکلی را از کجا تهیه می کردی؟

با خودروی وانتم کار می کردم و در آمد داشتم.

تحصیلات؟

کلاس 5 ابتدایی.

چرا ادامه تحصیل ندادی؟

شرایط پیش نیامد و از مدرسه اخراج شدم.

چرا اخراج شدی؟

به خاطر شرارت و درگیری در مدرسه.

اگر به 10 سال قبل برگردیم چه مسیری را انتخاب می کنی؟

درس می خوانم و سرم به زندگی خودم بود و با دوستانم کاری نداشتم و مسیر زندگی ام را خودم انتخاب می کردم.

پشیمانی ؟

الآن دیگر پشیمانم و دیر شده است.

خانواده ات نصیحتت نکردند؟

خانواده ام همیشه با من صحبت می کردند که دست از کارهایم بردارم اما من کله ام داغ بود و حرف گوش نمی دادم تا اینکه سرم به سنگ خورد.

شرارت، مستی، آزادی از زندان و قتل دوست تو را یاد سرنوشت چه کسی می اندازد؟

وحید مرادی، داستان زندگی من مثل وحید مرادی است.

وحید مرادی را می شناختی؟

بله، چند بار همدیگر را دیده بودیم و در جمع آنها حضور داشتم.

در زندگی ات دنبال بزرگی و محبوبیت بودی؟

من تو زندگی ام دنبال هیچ چیزی نبودم و اصلا هدفی نداشتم.

از خانواده دوستت خبر داری؟

نه. نمی دانم امیدوارم مرا ببخشند چون من واقعا قصد کشتن نداشتم ودر آن لحظه نمی دانم چه اتفاقی افتاد.

آخر رفیق بازی به کجا می رسد؟

آخر رفیق بازی و مشروب خوری همین دستبند روی دستان من است.

از اعدام می ترسی؟

همه از اعدام می ترسند.

چه احساس داری؟

هر شب تا صبح به اعدام فکر می کنم و می ترسم و اعصابم به هم می ریزد و تپش قلب می گیرم.

شنیدم سابقه بیماری اعصاب و روان داشتی؟

بله، اما یک مدت تحت درمان بودم ولی ادامه نمی دادم و همیشه قرص می خوردم.

حرفی داری به خانواده دوستت بگی؟

به خدا باور کنید من قصد کشتن کرامت را نداشتم، میخواهم که مرا ببخشند و پشیمانم.

بنا به این گزارش، متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس جنایی در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار دارد.

منبع khabar25

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *