فقط افراد بالای هجده سال وارد شوند +18

قتل وحشیانه

سرمایه دار کرمانی قاتل اجیر کرد و پسرش را کشت! یکی از ماه های پاییز 96 و در شبی سرد زمستانی جسد جوان…

سرمایه دار کرمانی قاتل اجیر کرد و پسرش را کشت!

یکی از ماه های پاییز 96 و در شبی سرد زمستانی جسد جوان 25 ساله که اندام ورزیده وی نشان از ورزشکار بودن او می داد در یکی از شهرک های کرمان پیدا شد. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی و ورود کارآگاهان پلیس آگاهی به موضوع، و بررسی انجام شده، خبر از قتل برنامه ریزی شده به گوش رسید.

به گزارش ساعت 25، پس از شناسایی جسد و تحویل آن به خانواده اش مشخص شد وی فرزند یکی از افراد سرشناس و سرمایه دار کرمان بوده که علت قتلش همچنان در پرده ای از ابهام قرار داشت.
درتحقیقات اولیه خانواده و دوستان عنوان داشتند که علی بعد از صرف ناهار حوالی عصر از خانه خارج شده و دیگر به منزل نیامده است. پس از گذشت یک ماه از قتل، برادر مقتول به پلیس آگاهی مراجعه و اظهار داشت که از شماره ناشناس پیامک های تهدید آمیز با این عنوان ((اگر به دنبال یافتن قاتل برادرت هر روز به پلیس مراجعه نمایی تو را نیز می کشیم.)) به وی ارسال می شد تا اینکه، با استفاده از فنآوری موجود و هوش و درایت کاراگاهان پلیس مکان و هویت فردی که پیامک می فرستاد شناسایی و وی دستگیر شد.
فرد مظنون درتحقیقات اولیه به قتل اعتراف و چنین اظهار داشت: آشنایی من و پدر علی در سال 91 در زندان رقم خورد. من به جرم قتل یک نفر در نزاع و او به جرم جعل اسناد به زندان افتاده بود.
پس از آزادی از هم بی خبر بودیم تا اینکه یکی از کارکنان رستورانی که متعلق به پدر مقتول بود برای من پیغام آورد که ایشان با من کار دارد. پس از ملاقات با هم، او به شدت گریه و زاری می کرد و می گفت علی فرزند من نیست و ما او را در کودکی از شیر خوارگاه برداشتیم.
از دست رفتارهای پسرم به تنگ آمدم و هر طور شده باید او را بکشی، بارها و بارها این مطلب را تکرار می کرد.
تا اینکه در عصر یک روز پاییزی طی هماهنگی های لازم پدرش او را با نقشه از قبل تعیین شده به بهانه گرفتن چند فقره چک به منزل ما آورد و پس از صرف چای پدر به سرعت از منزل خارج و من به همراه دو تن از دوستانم دست و پای علی را بستیم و به دهانش نیز چسب زدیم و او را داخل صندوق ماشین گذاشتیم و راهی مکان خلوتی شدیم.
در بین راه از شدت ضربات محکمی که به صندوق ماشین می زد از ترس اینکه درب آن باز شود خودرو را متوقف و پس از باز کردن درب صندوق متوجه شدیم که علی طناب ها و چسب ها را باز نموده و من هم از ترس هیکل تنومندش با او درگیر شدم که ناخواسته در درگیری کشته شد من که خیلی ترسیده بودم محل را ترک کردم.
و اما صحبت های پدر مقتول در حالی که اشک می ریخت. من فرزندم علی را بسیار دوست داشتم و رابطه ما نیز خیلی خوب بود تا اینکه از سال 91 دچار مشکلات مالی شدم و مجبور بودم تمام چک ها را به نام علی صادر نمایم، در طی این سال ها او رنج زیادی را می کشید تا اینکه به فکرم رسید برای رهایی و خلاص شدن فرزندم از تنگناهای اقتصادی و فشار طبلکاران او را از این دنیا خلاص کنم. این فکر مثل خوره به جان من افتاده بود.
حتی یکبار با دوستم برنامه قتل را در رستوران برنامه ریزی کردیم اما به علت شلوغی مکان میسر نشد. من انسانی هستم که در حد توان به همه کمک کردم اما زمانی که خودم دچار مشکل مالی شدم کسی به دادم نرسید.

نظریه کارشناسی
سرهنگ جواد تهامی کارشناس ارشد روانشناسی معاونت اجتماعی پلیس کرمان در این مورد بیان داشت: با توجه به شرح حال اخذ شده از پدر مقتول و بررسی های روانشناختی و تاریخچه فردی، احتمالا نامبرده واجد ملاک های تشخیص اختلال دو قطبی بوده و در زمان برنامه قتل فرزند دچار هذیان ها (باورهای غیر واقعی) مبنی بر اینکه فرد بایستی کشته شود ،گردیده این هذیان ها شامل هذیان های پارانوییدی و یا مذهبی مبنی بر اینکه فرد در اثر کشته شدن رستگار خواهد شد، است و بر اساس این افکار نا کار آمد اقدام به طراحی نقشه قتل فرزندخود کرده است.

منبع khabar25

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *